در بد عهدي سپهر غدار و ناسازگاري روزگار نابكار و انرژی هسته اي كه حق مسلم ماست و در باب هولوكاست و غير آن فرمايد:
عالم از اتفاق، حامله است / پسرم، زندگي معامله است
در فروش و خريد، شر ديدم / من كه از هر دو سو، ضرر ديدم
نيست ديگر خيال آدم، تخت / شده تشخيص حق و باطل، سخت
گوييا واجب است و اجباری / حقه بازي، كلاهبرداري
نيست پيدا كه چيست اوج و حضيض / كه جهان، در هم است و ضد و نقيض
يك طرف، كوفتن به سندان مشت / يك طرف دشمنان ريز و درشت
بازي حزب و دسته اي، يك سو / بحث نيروي هسته اي، يك سو
اين طرف، انحراف و لرزشها / آن طرف، انحطاط ارزشها
مي كند آن يك از زياده روی / هتك حرمت به ساحت نبوي(ص)
وان يكي، ظاهراً به نام رسول(ص) / مي كند كارهاي نامعقول
اين يكي گفته است بي كم و كاست / كه دروغ است قصه «هولوكاست»
ديگري مي گزد به دندان، دست: / توي «فهرست شيندلر» اين هست
كه فلان جا به دست مأموره / پدر بنده سوخت در كوره
هم گواهي دهد برادر من / كه پدرسوخته است، همسر من!
مرحوم ايرج فرمايد _ رحمه الله...
«آب حيات است، پدرسوخته / حبّ نبات است، پدرسوخته
با همه ناراستي و بد دلی / خوش حركات است، پدرسوخته...»
***
پسرم، بهتر است اگر مرديم / به سر بحث خويش برگرديم

پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386محمد
|